رژلب صورتی عسل

تب نگاهت

 آهای ! کافه چی ، میزهایت را تک نفره کن ،

 

 مگرنمی بینی ؟ همه تنهاییم !


 بانونوشت:کامنتهاپاسخ داده خواهدشدکسی

 رابه عرصه ی احساساتم دعوت نمیکنم

اما حضورت راای رهگذرگرامی میدارم....

نه لینک میشوم ونه لینک میکنم هیچ کامنت خصوصی

 درکارنخواهدبود

بانونوشت ها کار من است لطفاکپی نکنید با منبع یا بی منبع

این وبلاگ هرشب بروزمیشود.این وبلاگ مخاطب خاص ندارد

راستی یادم رفت بگویم:


به جنگل خیال من خوش امدی غریبه....

 

 

نوشته شده در ساعت 22:13 توسط asal | |

به جان جویم که جویای تو باشم

      خسی بر موج دریای تو باشم

             تمام ارزوهای منی کاش

                     یکی از ارزوهای تو باشم...

شفیعی کدکنی ....

نوشته شده در ساعت 2:55 توسط asal |

به جان جویم که جویای تو باشم

      خسی و موج دریای تو باشم

             تمام ارزوهای منی کاش

                     یکی از ارزوهای تو باشم...

شفیعی کدکنی ....

نوشته شده در ساعت 2:54 توسط asal |

تو …
نیمه ی گم شده ی من نیستی
تو …
همه ی گمشده ی منی !

نوشته شده در ساعت 1:53 توسط asal |

بانونوشت: این روزهای داغ تابستانی و تب و تاب این روزهای  

 

پرالتهاب 

شبیه حال من است وقتی میخواهم به تو فکر کنم..  

تو عجیب در من زنده کننده تابستانی ...عجیب.... 

 

نوشته شده در ساعت 17:48 توسط asal |

خداروشکر که دوباره بازگشت این بلاگفا ...کسی هنوز اینجا هست؟؟؟

نوشته شده در ساعت 1:1 توسط asal |

+یه ادمهایی هستند که بلد نیستند دوستت باشند 

 

همیشه میگند که عاشقتم بی تومیمیرم 

من معنی عشق و باتو فهمیدم 

ولی وقتی میگی نه !  به هردلیل منطقی نه 

دیگه براشون میمیری  

میشی یه غریبه که اگه مزاحمشونم بشی ازت بدشون میاد 

انگار بعضی ادمها نمیتونن دوستت باشند. 

به چشم بهم زدنی فراموشت میکنند .ومیذارنت پشت سر 

وادم میمونه ویه دنیا تناقض... 

من هیچوقت به کسی نگفتم عاشقتم...شاید علتش همینه 

چون خودمو مسئول میدونم 

بقول شازده کوچلو تومسئول گلت هستی...  

اما درعجبم ازاونایی که همیشه میگن دوستت دارم 

اما نهایتا میشن یه غریبه شاید یه دشمن 

یه رهگذر... 

اینجاست که باید گفت مرا دوست بدارکم اما طولانی... 

زندگیتون شاد و دوست داشتن هاتون حقیقی ... 

الهی همتون اگه عاشق بودنو یادنمیگیرید 

حدااقل دوست بودنو بیاموزید... 

حق نگهدارتون :)

نوشته شده در ساعت 0:47 توسط asal |

بانونوشت:کجا پیدایت کنم؟ 

 

نه میشناسمت نه دیده ام تورا نه حتی نفسهایت راشنیده ام

عزیزراه دوری یا نزدیک تراز جان؟ 

کجا پیدایت کنم؟ 

کاش یک روز خودت بیایی 

بایک لبخند بایک ارامش ..بایک شاخه عشق 

کاش بیایی وخالی این آغوش راپر کنی 

کاش.... 

 

نوشته شده در ساعت 0:29 توسط asal |

بانونوشت:درلابلای همه ی آدمهای شهر  

دنبال تو میگشتم... 

خوش باورم ...هنوزم فکرمیکنم

ساکن شهر منی.... 

 

 

نوشته شده در ساعت 23:38 توسط asal |

بانونوشت:برو  

 

بگذار تنها بمانم 

بودنت نه آرامش این خانه است 

ونه گرمای این قلب 

بودنت فقط یک چیزاست 

به رخ کشیدن نداشته های من 

+به افتخار"فانی جانا "این وب 

هرشب بروز میشود تاآرامشی باشد برقلب  پردردش 

+اگربامن باشی عزیز  

اینجا جوابت را مینویسم 

روزهای  تلخت بگذرد و الهی برنگردد... 

arezoo915-7391324625.png

نوشته شده در ساعت 23:28 توسط asal |

 بانونوشت:ابرآمد.. 

اما باران نیامد... 

بوی خیانت می آید..   

اسمان هم طاقت ندارد 

تورا زیر چتر دیگری ببیند.....چه رسد به من 

+"اگربامن باشی"عزیز کجایید شما آیا؟؟؟؟

نوشته شده در ساعت 0:22 توسط asal |

بانونوشت:نگاهت  وقتی قلبم را درید

 

ثابت کرد 

که "تیر"فقط نام یک ماه نیست ... 

+شبهای خوب بهمنی... 

نوشته شده در ساعت 1:8 توسط asal |

بانونوشت:گلدار و رنگی رنگی 

 

همه روزهای بهاری  وپرازعطر نرگسهای شیرازی 

ونورکم رنگ خورشیدی برپوست سرد من.. 

من منتظربهارم بیصبرانه و ازاین روزهای 

زمستانی دلگیر..باشدکه بیایداین 

بهارعاشق و مرا که نه تمام دنیارا عاشق کند 

صدای پای پاشنه بلندهای گل گلی دختربهاردرراه است.. 

+مرررسی بابت تبریکات شما دوستای گلم 

دوستتون دارم :)   

نوشته شده در ساعت 1:4 توسط asal |

بانونوشت:به خودم میبالم شاید من هیچوقت 

عاشق ترین زن زمین نبودم 

شاید هیچ شعر عاشقانه ای برایت نسرودم 

وهیچ گلی برسرراهت پرپرنکردم 

اما به خودم میبالم 

که هرگز تظاهربه آنچه نبودم نکردم 

وجدانم ارام است و ارام.... 

+تولدم مبارک

نوشته شده در ساعت 0:2 توسط asal | |