تب نگاهت

     
 آهای ! کافه چی ، میزهایت را تک نفره کن ،

 مگرنمی بینی ؟ همه تنهاییم !


 بانونوشت:کامنتهاپاسخ داده خواهدشدکسی

 رابه عرصه ی احساساتم دعوت نمیکنم

اما حضورت راای رهگذرگرامی میدارم....

نه لینک میشوم ونه لینک میکنم هیچ کامنت خصوصی

 درکارنخواهدبود

بانونوشت ها کار من است لطفاکپی نکنید با منبع یا بی منبع

این وبلاگ هرشب بروزمیشود.این وبلاگ مخاطب خاص ندارد

راستی یادم رفت بگویم:


به جنگل خیال من خوش امدی غریبه....
 

 

       

 

 
نوشته شده در  ساعت 22:13  توسط asal  
   
 
 
  غافلی از حال دل ، ترسم که این ویرانه را


دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند !

 

+ مهم کمیت حضورم اینجا نیست کیفیتش

من هنوزم پابند اینجام

 

 
نوشته شده در  ساعت 23:19  توسط asal   | 
     
بانونوشت :دامنم سفید بود

وساده

کمرنگ و کم چین

اما یک روز زیبای بهاری

خدا تورا انداخت در دامنم

وحالا من صاحب پرچین ترین وگل گلی ترین

دامن جهانم... وتومیدانی که همین مرا بس است

برای خوشبخت ترین دخترعالم بودن...

47811639269899814483.jpg

 
نوشته شده در  ساعت 1:38  توسط asal   | 
     
لشگری نیست که درقبضه ی مویت نرود

امپراطوری رویت همه را می گیرد


اندکی باد بپیچد سر زلفت بانو


گلفروش سر هر کوچه عزا میگیرد

 

 
نوشته شده در  ساعت 21:44  توسط asal   | 
   
 
خواب خوبی دیدم

کاش تعبیرش تو باشی...

 
نوشته شده در  ساعت 0:16  توسط asal   | 
     
بانونوشت: بیا هم را دوست داشته باشیم

فارغ از هر ترس و گمانی

ترس از نرسیدن ها

گمان نبودن ها...

به هیچ چیز آینده فکر نکنیم و فقط عاشق باشیم

همین و همین....

 
نوشته شده در  ساعت 23:34  توسط asal   | 
     
دکتر گفت : برایت آرام بخش نوشته ام !


اما هرچه داخل نسخه ام نگاه کردم نام تو نبود

 

+عکس مورد نظر یاد توست که باچشم دیده نمیشود.....

 
نوشته شده در  ساعت 22:27  توسط asal   | 
   
 ...
 
+ جراحی دندون عقل دارم میمیرم از درد....

 
نوشته شده در  ساعت 0:32  توسط asal  
     
بانونوشت:شده ای حکایت دندان عقل من

مانده ام... که تورا از زندگیم بکشم..

یا بگذارم تا عاقل بمانم...

 

 

 

 
نوشته شده در  ساعت 0:47  توسط asal   | 
     
حالا که رفته ای ،

پرنده ای آمده است در حوالی باغ روبرو...

هیچ نمی خواند ؛

فقط می گوید :

کو کو  ؟؟

محمدرضا عبدالملکیان..

 

 
نوشته شده در  ساعت 11:4  توسط asal   | 
   
 
 
 بانونوشت:همه چیز شهر عوض شده

بجز یک چیز...

بوی عطرت..

وهمین کافیست...

 
نوشته شده در  ساعت 0:35  توسط asal   | 
     
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف ازین بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود

+عیدتون مبارک عاشقتونم :)

 

 
نوشته شده در  ساعت 23:17  توسط asal   | 
     
بانونوشت:روبه راه

یا چشم براه

مهم راهی ست که به تو ختم

میشود.....

+دعاهاتون قبول مهربونا

 
نوشته شده در  ساعت 2:30  توسط asal   | 
     

چوماه از کام ظلمت ها دمیدی

جهانی عشق در من آفریدی

دریغا با غروب نابهنگام

مرا در دام ظلمت ها کشیدی

+ماه عشق من

 
نوشته شده در  ساعت 2:51  توسط asal   |